مصاحبه اختصاصی عباس قادری با وب سایت هواداران

مصاحبه اختصاصی عباس قادری با وب سایت

بعد از مدت ها افتخار بزرگی نصیب وب سایتمان شد و توانستم با هنرمند بزرگی که چند سالیست این تارنما را به افتخار ایشان راه اندازی کرده ایم ، ارتباط برقرار کنم و مصاحبه ی زیبایی را با ایشان ترتیب دهم که امید است مورد توجه شما دوستان عزیز نیز قرار بگیرد . سعی شده است در این مصاحبه از سوالاتی استفاده شود که برای شما مخاطبین عزیز سایت تازگی داشته باشد و قبلاً در مصاحبه ی دیگری مطرح نشده باشد و یا سوالاتی مطرح شود که کمتر به آن پرداخته شده باشد . با این وجود امیدوارم همان طور که ذکر شد این مصاحبه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد . جا دارد اینجا از دوست عزیزم شهرام قادری عزیز هم به خاطر فراهم کردن امکان این مصاحبه تشکر ویژه ای داشته باشم . امیدوارم که در آینده باز هم بتوانم گفتگوهای این چنینی را با هنرمند بزرگمان داشته باشم و بتوانم آنها را در اختیار شما عزیزان قرار دهم .با این توضیحات این مصاحبه را به همه ی شما عزیزان تقدیم می کنم .

آقای قادری عزیز ضمن عرض سلام خدمت شما و تشکر به خاطر شرکت در این مصاحبه ، سوالاتم را با سوالی در مورد گذشته شما و زمانی که در سال ۱۳۴۲ فعالیت هنریتان را آغار کردید ،شروع می کنم . در آن زمان بسیاری از هنرمندان بزرگ کشورمان فعالیت می کردند و رقابت با هنرمندان آن دوره مشکل به نظر می رسید ولی شما توانستید با ارائه کارهای بسیار زیبا در بین آن هنرمندان بزرگ تبدیل به یک ستاره ی مشهور و محبوب شوید . عامل موفقیت شما در آن دوره و در آن فضا چه بود ؟

اول خدمت شما دوست عزیزم سلام عرض می کنم . همچنین خدمت تمامی هموطنان عزیزم در هر کجای این دنیای پهناور که هستند نیز عرض سلام وعرض ادب دارم و امیدوارم که همیشه موفق باشند . سپاسگزارم به خاطر سوال زیبای شما و در این مورد باید عرض کنم که همان طور که شما گفتید بنده کارم را در سال ۱۳۴۲ آغاز کردم و چند سال بعد در سال ۱۳۴۵ کار من شناخته شد و تا به امروز ادامه پیدا کرده است و در مورد حال و هوای آن دوران هم باید عرض کنم که من جزء کسانی بودم که همیشه دوست داشتم بهترین شعر و آهنگ ها را انتخاب کنم و برای مردم عزیزمان عرضه کنم و کارم به این صورت بود که همیشه به خواسته ها ی مردم گوش میکردم و همیشه این جملات و خواسته ها در هوش و رانم بود و علایق مردم از دوست داشتن ، طبیعت ، سخن بزرگان و ضرب المثل ها و مسایل دیگری که بین مردم بود همیشه مد نظر من قرار میگرفت مثلا از جمله ی این آهنگ ها آهنگ ( چیزی که عوض داره گله نداره ) بود و یا آهنگ دیگری داشتم به نام دست بی نمک و بسیاری از ترانه های دیگریم که همین مضامین را داشتند . چون در آن زمان به ما می گفتند خواننده مردمی که البته همین الان هم می گویند ، سعی میکردیم کاری که ارائه می دهیم، سخن و خواسته ی دل همین مردم باشد و در آن زمان سعی نمی کردیم دنبال کار ها و سوژه هایی باشیم که بین مردم رسم ندارد و به نظرم به همین خاطر در آن زمان کارهای ما بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت که تا به امروز هم ادامه دارد . و حتی جوانان زیادی هستند که در آن دوران اصلا به دنیا نیامده بودند ولی امروز می بینم که چقدر به من لطف دارند و من هم خوشحال می شوم و هم دلم می سوزد که در این دوره و زمان نمی توانم آن طور که باید و شاید در خدمت جوانان عزیزمان باشم .

شما در گذشته با ترانه سرا ها و آهنگسازان زیادی همکاری داشتید ، خواستم نام تعدادی از این هنرمندان عزیز را ذکر کنید و همچنین بفرمائید که ترانه سرا ها و آهنگسازان مورد علاقه خود شما چه کسانی بودند ؟

همان طور که عرض کردم من در آن دوران همیشه برای کارهایم دنبال سوژه های زیبا بودم که ایده ال خودم و مردم عزیزمان باشد . و در آن دوران ترانه سرا ها و آهنگسازان بسیار زیادی فعالیت داشتند و کمپانی های متعددی هم بودند که کارهای هنرمندان عزیزمان را برای مردم عرضه می کردند . و من سعی داشتم که با بیشتر ترانه سرا و آهنگسازان خوبان در آن دوره تماس داشته باشم که هنوز هم تعدادی از این عزیزان هستند ولی متاسفانه تعدادی از این عزیزان فوت کرده اند . و من سعی می کردم از بین این عزیزان با کسانی همکاری داشته باشم که بتوانم ایده ی خودم را از آنها طلب کنم. مثلا از بین ترانه سرا ها بیشتر با زنده یاد آقای نصراله ریاح پور ،آقای علی ناصری ، خانم هما میر افشار ، آقای فریدون خشنود و آقای رضا شمسا همکاری داشتم و از بین آهنگسازان هم بیشتر با آقای یداله بدر ، آقای سعید مهناویان ،آقای محمد نوری ،زنده یاد آقای ناصر تبریزی ،زنده یاد آقای ناصر آهنیان ، آقای انوشیروان روحانی ، آقای جهانبش پازوکی و آقای امیر پازوکی بودند . ولی بیشتر اشعاری که خودم دوست داشتم و مردم از من می خواستند از سروده های زنده یاد نصراله ریاح پور بود و از بین آهنگسازان هم بیشتر با آقای یداله بدر و آقای سعید مهناویان همکاری داشتم . و این عزیزان بیشتر می دانستند که من به چه کارهایی علاقه دارم و مردم چه چیزی از من می خواهند .

با توجه به اینکه شما در گذشته و حال با ترانه سرا ها و آهنگسازان زیادی همکاری داشته اید و دارید ، که در سوال قبل هم نام تعدادی از این عزیزان را ذکر کردید ، ولی آیا ترانه سراها و یا آهنگسازانی بودند که شما دوست داشتید با آنها همکاری داشته باشید ولی بنا به دلایلی همکاریتان با آنها میسر نشد ؟

بله در گذشته کسانی بودند که حاضر نبودند با خوانندگان مردمی همکاری کنند . چون همان طور که مستحضر هستید در گذشته عده ای از خوانندگان ، خوانندگان مردمی بودند که صحیح آن هم همین مردمی است چون عده ای می گفتند کوچه بازاری که اصلا کوچه بازاری معنا و مفهوم ندارد . من فکر می کنم خواننده کوچه بازاری به کسی می گویند که مثلا سر گذر می ایستد و ترانه های این و آن را می خواند که من به عنوان یک خواننده ی مردمی ، به هیچ وجه این را قبول ندارم و کلمه ی کوچه بازاری را هم قبول ندارم ولی همیشه از کلمه مردمی استقبال کرده ام. خواننده ی مردمی یعنی خواننده ای که از دل مردم سخن می گوید و از دل مردم گفت و شنود می کند که این مفاهیم را من قبول دارم و مردم هم همیشه از خوانندگان مردمی استقبال کرده اند . به هر حال کسانی بودند که دوست نداشتن با خوانندگان مردمی همکاری داشته باشند . مثلا در گذشته من دوست داشتم اشعار آقای معینی کرمانشاهی که در حال حاضر در امریکا ساکن هستند ، را بخوانم . یکی من بودم که دوست داشتم اشعار ایشان را بخوانم و یکی هم زنده یاد حسن شجاعی بود که دوست داشت اشعار ایشان را بخواند . و حسن شجاعی که خودش دبیر بود ، در این مورد خیلی با آقای کرمانشاهی گفتگو می کرد ولی ایشان حاضر به همکاری نمی شد تا اینکه یک روز زنده یاد حسن شجاعی به خاطر اینکه آقای کرمانشاهی مطلقا راضی به همکاری نمی شد، یکی از ترانه های ایشان به اسم ( نامه رسان ) را بدون اینکه از ایشان اجازه بگیرد داد به یکی از آهنگساز ها و روی این شعر آهنگی ساختند که حسن شجاعی اجرا کرد و اتفاقا این ترانه بسیار هم گل کرد . که البته بعدها که زنده یاد حسن شجاعی به امریکا رفته بود ، آقای کرمانشاهی به خاطر این کار از حسن شجاعی شکایت کرد که البته این شکایت به جایی هم نرسید چون از طرف مراجع قضایی امریکا به آقای کرمانشاهی گفته شده بود که شکایت شما ربطی به مراجع قضایی امریکا ندارد به دلیل اینکه ترانه نامه رسان در ایران ضبط شده بود .

آقای قادری شما از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۵۷ که حدود ۱۵ سال می شود یک هنرمند پرکار بودید و توانستید چند صد ترانه زیبا اجرا کنید که بسیاری از این ترانه ها هم گل کرد و ماندگار شد . لطفا کمی از حال و هوای کار در آن روزها برایمان بگویید .

زمانی که من کارم را شروع کردم ، صفحه بود که در هر صفحه بیش از دو تا آهنگ جا نمی گرفت و در آن دوران هر خواننده ای سعی می کرد در هر ماه دو آهنگ بخواند . ولی من به خاطر اینکه ممکن بود صفحه های جدید دیرتر به بعضی از نقاط کشورمان برسد در آن دوران با کمپانی های مختلفی که قرار داد داشتم ، سعی می کردم هر سه ماه یک صفحه بخوانم . که بعدها بعد از صفحه ، کاست های ۶۰ دقیقه ای و ۹۰ دقیقه ای آمد که البته همیشه در آن دوران آهنگ ها توسط کاست های ۶۰ دقیقه ای از کمپانی های مختلف آن زمان ، عرضه میشد . و کاست هایی که از طرف کمپانی ها منتشر می شد به جای ۶۰ دقیقه ۵۶ دقیقه بود که حدود هفت یا هشت ترانه از یک خواننده در آن جا می گرفت و عرضه می شد . و کمپانی مختلف و زیادی در این زمینه فعالیت داشتند .

خیلی از علاقمندان شما دوست دارند بدانند که عامل موفقیت شما در آن دوران که توانستید چند صد ترانه اجرا کنید ، چه بود ؟ چون شما علاوه بر اینکه از نظر کمیت رکورد دار بودید ، بسیاری از ترانه های آن زمان شما هم گل کرد و ماندگار شد و در واقع کار شما هم کمیت داشت و هم کیفیت .

در آن زمان کار ها بسیار گسترده بود و مثل الان نبود که ترانه ها باید مورد تایید وزارت ارشاد قرار بگیرد و این طور نبود که مثل الان یک خواننده برای عرضه کارهایش به قول معروف بخواهد از هفت خوان رستم رد شود تا شعر و آهنگش تایید شود . و در آن زمان این طور بود که ما شعر و آهنگ خوب را می بردیم کمپانی وکمپانی نظر می داد و اگر کمپانی آن شعر و آهنگ را تایید می کرد ، خود آن کمپانی برای ضبط هماهنگ می کرد و خود آن کمپانی پول آهنگساز ، ترانه سرا و تنظیم کننده را پرداخت می کرد و کار توسط کمپانی عرضه می شد . وکمپانی هایی هم که در آن دوران در این زمینه بودند تعدادشان بسیار زیاد بود . من هم با کمپانی های مختلف در آن زمان قرار داد سالیانه داشتم که طبق این قرار داد یک کمپانی مثلا به من می گفت در ماه یا در سال تعداد خاصی آهنگ را بخوانم تا توسط کمپانی عرضه شود . و در این مورد خواسته ی کمپانی مد نظر بود. در آن زمان مسئولان کمپانی های مختلف به قول معروف دو دوتا چهارتا می کردند و اگر می دیدند کارهایی که ارائه شده همچنان فروش خوبی دارد تا مدتی کار جدیدی عرضه نمی کردند چون همان طور که گفتم هزینه ی ضبط ، ترانه سرا و آهنگساز همه با کمپانی بود . پس نتیجه می گیریم درآن دوران کمپانی های مختلف همیشه سعی می کردند کار بهتری انتخاب کنند تا پول کمتری هزینه کنند و فروش بیشتری داشته باشند .

سوال بعدی من در مورد ترانه تکه سنگ است که در قبل از سال ۱۳۵۷ عرضه شده است و شما دوباره در آلبوم دور هم بودن آن را بازسازی و بازخوانی کردید . همان طور که همه می دانند این ترانه جزء خاطره انگیز ترین ترانه های شما محسوب می شود . لطفا بگویید زمانی که برای اولین بار این ترانه عرضه شد ، استقبال مردم از این ترانه زیبا چطور بود ؟

آن زمان ما ترانه تکه سنگ را به همراه ترانه های سرزده و ترانه دیگری به اسم بد نام ، به صورت همزمان ضبط و عرضه کردیم . که ترانه بد نام ترانه ای بود که برای فیلم های فارسی آن دوره از ما خواسته بودند که بسیار هم مورد توجه قرار گرفت ، و اگر اشتباه نکنم در آن فیلمی که ترانه بدنام استفاده شده بود ، زنده یاد رضا بیک ایمانوردی هم بازی می کرد . به هر حال آن زمان این طور بود که من ترانه های زیادی را برای فیلم های فارسی اجرا میکردم و اغلب بازیگران با صدای من روی این ترانه ها لب می زدند که ترانه بد نام هم که بسیار گل کرد جزء همین ترانه ها بود . و از ترانه تکه سنگ هم در آن زمان بسیار استقبال شد به طوری که من هر جایی که برنامه داشتم بعد از این که ابتدا ترانه های مد نظر خودم را می خواندم ، این ترانه تکه سنگ هم همیشه از من درخواست می شد و ما بعدا به این نتیجه رسیدیم که این ترانه را که در آن دوران با سازهای سنتی ضبط شده بود دوباره با یک تنظیم جدید عرضه کنیم که تنظیم جدید آهنگ توسط پسرم شهرام ، انجام شد و خوشبختانه اجرای جدید این آهنگ هم بسیار مورد توجه مردم عزیزمان قرار گرفت .

آیا خاطره ای هم از گذشته در مورد ترانه تکه سنگ دارید ؟

بله . یادم هست در آن زمان بلیط هایی بود به اسم بلیط های بخت آزمایی که در روزهای چهارشنبه هر هفته قرعه کشی می شد و هر هفته ، از یک خواننده دعوت می شد تا تقریبا ظرف یک دقیقه و نیم الی دو دقیقه ترانه ای اجرا کند ، یعنی در طول زمانی که قرعه کشی انجام می شد و شماره ای مشخص میشد که حدود یک دقیقه و نیم الی دو دقیقه طول می کشید . یک خواننده که به آن برنامه دعوت می شد بایستی که آهنگ خودش را با تکنیک های مختلف در همان زمان کوتاه اجرا کند و یادم هست که در یکی از آن برنامه ها که من را دعوت کرده بودند من همین ترانه تکه سنگ را اجرا کردم و آقایی که در آن زمان مدیر این برنامه بود بعد از اجرا ترانه تکه سنگ به من همیشه میگفت خوش به حال این تکه سنگ که ما هر کجا که می رویم این تکه سنگ هست و نه قلبی دارد و نه افکاری و می گفت ای کاش این مردم هم قلب و هوش و افکارشان طوری بود که می توانستند اینقدر دنیا را سخت نگیرند . و این برای من خاطره ی خوبی بود هم از آن اجرا و هم صحبتی که آن روز این آقا که متاسفانه الان فوت کردند ، با من داشتند .

سوال بعدی من هم به نوعی مربوط به همین ترانه خاطره انگیز تکه سنگ است ولی این دفعه می خواهم از شما درخواست کنم که در مورد آقای فریدون خشنود ترانه سرای تکه سنگ و آقای بابک رادمنش آهنگساز ترانه تکه سنگ بیشتر برایمان بگویید

بله ، ترانه سرای آهنگ تکه سنگ آقای فریدون خشنود بود که در آن زمان کارهای زیبایی را برای مردم ارائه می داد که من در آن زمان به ایشان گفتم که دو تا شعر جاودانه به من بدهد که همیشه در ذهن مردم باشد و گفت و شنودی باشد که همیشه بیان کنند . و ایشان شعر ترانه تکه سنگ را به من دادند . و از طرفی شاعر دیگری که من بیشتر از آقای خشنود اشعارش را خوانده بودم همان زنده یاد آقای نصراله ریاح پور بود که همزمان شعر دیگری را با همان مضمون سنگ برای من آورد به نام پیکر سنگی و بعد ما دیدیم هر کار که می کنیم تا خلاصه ای از این دو تا شعر که دو تا آدم متفاوت و با افکار گوناگون سروده بودند ، بدست بیاوریم ، نتوانستیم و هرطور سبک سنگین کردیم ، دیدیم که تکه سنگ زیبایی خودش را دارد و پیکر سنگی هم زیبایی خودش را دارد بنابراین شعر ترانه تکه سنگ را دادیم به آقای رادمنش که البته در آن زمان اسمشان فیروز برنجیان بود و بعد از این که در لندن ساکن شدند اسمشان را به طور کلی عوض کردن و بابک رادمنش گذاشتند . به هر حال شعر ترانه تکه سنگ را برای آهنگسازی دادیم به آقای بابک رادمنش فعلی یا همان فیروز برنجیان سابق و شعر ترانه پیکر سنگی را برای آهنگسازی دادیم به آهنگساز دیگری

خاطرتان هست چه تعداد ترانه با همکاری بابک رادمنش و فریدون خشنود عرضه کردید ؟

حدود بیست و شش ترانه با همکاری فریدون خشنود و بابک رادمنش عرضه کردم از جمله ترانه های سرزده ، لبخند ، نجاتم ده ، مرجانه ، غنچه گل و چندین ترانه دیگر

آقای قادری عزیز آیا شما ساز خاصی هم می نوازید یا خیر ؟

من همیشه سعی می کردم محتوای کاری را که می خواهم انجام بدهم را بدانم . مثلا اگر می خواستم کاری را در دستگاه شور بخوانم ، بدانم که این دستگاه از کجا شروع می شود و به کجا ختم می شود . و سازی که همیشه مورد علاقه ی من بود ساز عود بود که همیشه سعی می کردم در خلوت خودم قطعاتی را با این ساز بزنم تا ملودی به ذهنم بیاید و آن را با آهنگساز در میان بگذارم . و مثلا به آهنگساز می گفتم که من شروع این کار را از اینجا می خواهم .

پاسخ قبلی شما نشان می دهد که شما در آهنگسازی هم ایده هایی را داشتید . می شود در این مورد بیشتر توضیح دهید

درست است که بیشتر آهنگ های من با نام آهنگسازان مختلف عرضه شده است ولی بیشتر ملودی ها و ایده ی آهنگ مال خودم است . و الان هم که می بینم خدا را شکر آنچه را در وجود من است در شهرام هم وجود دارد و می بینم آنچه را که در افکار من است ، شهرام پیشاپیش از وجود من گرفته است و باید بگویم که شهرام واقعا در کار خودش نابغه است و این را نه فقط به خاطر اینکه پسرم است می گویم بلکه به خاطر این می گویم که شهرام جان، سن و سال زیادی ندارند ولی با این وجود پیشرفت بسیار خوبی داشته است . الان کسانی را سراغ دارم که چهل سال است در این کار هستند ولی آن ایده ای را که امروز شهرام دارد آنها ندارند .

شما علاوه بر آلبوم ها و کاست های زیادی که در گذشته داشتید و بیشتر آنها برای مردم عزیزمان خاطره انگیز است ، کاستی را هم عرضه کردید به نام کاست شو قادری که در آن دوران بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت . می شود در مورد این کاست بیشتر برایمان بگویید ؟

در آن زمان حدود ۱۵ الی بیست روز که به عید نوروز می شد ما می رفتیم به استودیو های خاصی و کارهایی را به صورت زنده ضبط می کردیم یعنی همزمان با خواندن من نوازنده ها هم ساز خودشان را همزمان با من می زدند و عده ای از مردم عزیزمان هم به عنوان حضار ، به استودیو می آمدند و ترانه هایی را در آنجا از ما درخواست می کردند تا به صورت زنده اجرا شود و این کارها به صورت زنده هم ضبط می شد . یادم هست که در سال ۱۳۵۵ ، یک روز که به اتفاق مسئولین یکی از کمپانی هایی که من با آنها قرار داد داشتم برای اجرای برنامه به اصفهان رفته بودیم . در راه بازگشت یکی از مسئولین آن کمپانی از من خواست تا ترانه هایی را که من برای آن کمپانی خوانده بودم ، دوباره به صورت زنده اجرا کنم تا به صورت یک کاست یک ساعته عرضه شود. که من هم پیشنهاد ایشان را قبول کردم . و در لابه لای همان برنامه های عید نوروز که آن زمان برای رادیو تلویزیون هم ضبط می کردیم ، رفتیم به استودیوی رودکی و این کاست یک ساعته را به صورت زنده و با حضور حضار مختلف ،و طبق درخواست های آنها ضبط کردیم و به صورت کاست عرضه شد . که در آن زمان بسیار هم گل کرد وهنوز هم می بینم این کاست بین مردم وجود دارد .

آیا خاطره ای هم از آن روزی که کاست شو قادری را ضبط کردید دارید ؟

بله چه خاطره ای بهتر از این . یادم هست که ما با تعدادی از خانواده هایی که قرار بود برای ضبط این کاست بیایند استودیو برای یک روز و ساعت مشخص هماهنگ کرده بودیم . ولی یادم هست یک روز که من به اتفاق خانواده در یک بعد از ظهر جمعه می خواستیم برویم پیکنیک ، اقایی که مسئول استودیویی بود که قرار بود آن کاست را آنجا ضبط کنیم ، حدود ساعت هفت بعد از ظهر با من تماس گرفت و به من گفت که الان موقعیت و استودیو برای ضبط مناسب است و از من خواست که اگر می توانم با همان خانواده هایی که قرار بود برای ضبط کاست شو قادری به استودیو بیایند ، هماهنگ کنم تا در همان روز آن کاست را ضبط کنیم . و من هم همان موقع با حدود ۱۰ تا از آن خانواده ها تماس گرفتم که خوشبختانه به خاطر اینکه روز تعطیل بود آنها هم در خانه بودند و توانستیم آنها را برای حضور در استودیو کاندید کنیم . و علاوه بر آنها خانواده های دیگری را هم توانستیم در آن روز در استودیو جمع کنیم و خلاصه تعداد این خانواده ها به حدود پنجاه خانواده رسید در آن روز که به استودیو آمدند و بعد با گروه موزیک هم هماهنگ کردیم و خلاصه توانستیم آن کار را ضبط کنیم . این هم یک خاطره زیبا برایم بود که در روزی که اصلا قرار نبود آن کاست ضبط شود ، یک دفعه همه چیز جور شد و ما توانستیم با موفقیت آن کاست را ضبط کنیم .

سوال بعدی من در مورد جنس صدای شماست . بسیاری از کسانی که با کارهای شما آشنایی دارند می گویند که صدای شما یک صدای منحصر به فرد است ، مخصوصا زمانی که شما در اوج می خوانید ، می شود در مورد جنس و نوع صدایتان بیشتر برایمان توضیح دهید .

من هیچ وقت نمی توانم و نمی خواهم در مقابل شما دوستان خوبم که همیشه مشوق من بوده اید از خودم تعریف کنم . و نمی خواهم صحبتی بکنم که حمل بر بی ادبی و خود ستایی باشد . ولی باید بگوییم که کوالیته ی صدای من یک سری تحریر های مخصوص خودش را دارد . و کسانی که من روی آنها شناخت دارم هم ممکن است همچین تحریر هایی را در کوالیته ی صدایشان داشته باشند و کارهای آنها هم بسیار خوب است ولی من تحریر هایی در صدایم دارم که می توانم بگویم فی البداهه اجرا می کنم مثلا در آهنگ هایی که من الان اجرا می کنم ممکن است تحریر های خاصی را در یک آهنگ داشته باشم که بعدا باز اگر از من خواسته شود همان آهنگ را اجرا کنم ، بدتر اجرا کنم ، یا بهتر اجرا کنم. در هنگام اجرای یک اهنگ تحریر هایی به ذهنم می رسد که همان موقع آن را ادا می کنم و به طور کلی من فکر می کنم کوالیته صدای هر کسی منحصر به خودش باشد .

آیا تمرین خاصی هم روی صدایتان داشتید ؟

من ابتدا در سنین نوجوانی در جمع هم کلاسی هایم می خواندم و در آن زمان ما امکانات خاصی برای خواندن نداشتیم . بعدا در همان دوران مدرسه ، ما را بردند به اردوی پیش آهنگی محمود آباد که در آنجا با آقای انوشیروان روحانی آشنا شدم و ایشان از خواندن من خوشش آمد و خیال کرد که من استادی دارم ولی من به ایشان گفتم که استادی ندارم . برای همین ایشان من را تشویق و راهنمایی کرد که با علم موسیقی به صورت جدی و حرفه ای آشنا شوم و بعدها هم در لاله زار کلاس هایی در زمینه ی موسیقی در یکی از سالن های تاتر لاله زار به اسم جامعه ی باربد، توسط زنده یاد آقای اسماعیل مهرتاش برگزار شد که من در آن کلاس ها هم شرکت کردم و توانستم بر دانش موسیقی خودم بیفزایم . یادم هست که در کلاس آقای مهرتاش آقای گلپایگانی ، آقای شجریان ، آقای جمال وفایی ، آقای مسعودی و سایر دوستان هم شرکت می کردند .

در رادیو تلویزیون قبل از انقلاب برنامه های زیادی در زمینه موسیقی ساخته و پخش می شد ، شما در کدامیک از این برنامه ها در آن دوران شرکت می کردید ؟

در آن زمان شوهایی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که من طبق قرار داد هایی که با رادیو و تلویزیون آن دوره امضا می کردم در این برنامه ها شرکت می کردم و چون ما در آن زمان کارمند رسمی رادیو تلویزیون نبودیم ، طبق این قرار داد ها در این برنامه ها شرکت می کردیم . مثلا در آن زمان برنامه ای از رادیو و تلویزیون در روزهای جمعه از ساعت نه الی یک بعد از ظهر پخش می شد به اسم جمعه بازار که از من برای حضور در این برنامه دعوت میشد و یا برنامه ی دیگری بود به اسم کارگران که هر روز از ساعت دوازده تا یک بعد از ظهر پخش می شد و از طرف این برنامه هم از من دعوت می شد . و برنامه های دیگری هم بود که از من دعوت می شد . و من هم به خاطر اینکه رادیو و تلویزیون جایگاه مناسبی برای معرفی بیشتر کارهای جدیدم بود در این برنامه ها شرکت می کردم و آهنگ هایی را که تا آن زمان خوانده بودم و در بین مردم بود را در این برنامه ها هم اجرا می کردم .

شما علاوه بر تعداد زیادی آهنگ پاپ که در گذشته و همچنین در سال های اخیر اجرا کرده اید ، تعداد زیادی هم آهنگ های ربع پرده یا همان سری کرن ، مخصوصا در گذشته ، اجرا کرده اید . لطفا مختصری در مورد آهنگ های ربع پرده توضیح دهید .

بیشتر آهنگ های من از نظر دستگاهی در واقع همان دستگاه های اصیل ایرانی است ولی به صورت ساده تری اگر بخواهم برای شما توضیح بدهم باید بگویم که مثلا یک خواننده سنتی که یکی از دستگاه های اصیل ایرانی را شروع می کرد ، یک قسمت ، دو قسمت و در انتها اوج آواز را چهچه می زد . ولی کار ما چهچه ندارد و در اوج ما یک تحریر های خاصی می زنیم که در سبک کارهای عربی است البته نه اینکه کلام عربی باشد بلکه کلام کاملا فارسی است . ولی چون من به این سبک علاقه داشتم ، به همین دستگاه های اصیل ایرانی خودمان یک حالت های عربی دادم واجرا کردم . و در واقع ما با این کار به همین دستگاه های اصیل ایرانی خودمان شکل محزون تری را می دهیم .

چرا با وجود اینکه کارهای ربع پرده چه در گذشته و چه در حال حاضر ، طرفداران بسیار زیادی در بین مردم دارد ، ما امروز کمتر آهنگ های ربع پرده می شنویم و چرا خوانندگان امروز کمتر در کارهایشان از آهنگ های ربع پرده استفاده می کنند ؟

ما در گذشته هنرمندان بزرگی مثل خانم حمیرا ، خانم هایده ، آقای گلپا ، آقای ایرج داشتیم که کارهایشان موسیقی اصیل ایرانی بود . ولی بعده ها که عده ای از این دوستان هنرمند به کشور های دیگر مسافرت کردند و در آنجا ساکن شدند ، در آلبوم های جدیدشان سعی می کردند برای ملاحت کار و برای اینکه شنونده بیشتر جذب کارهایشان شود ، مثلا دوتا آهنگ به سبکی که در سوال قبلیتان هم گفتم در آلبوم هایشان بگنجانند ، یعنی آهنگ هایی با تم عربی نه اینکه آهنگ عربی باشد بلکه تم عربی داشت. و حتما هم از آهنگ های ربع پرده در کارهایشان استفاده می کردند . ولی امروز متاسفانه یک سری سبک ها مثل سبک رپ و سایر سبک هایی که من با آنها آشنایی چندانی هم ندارم ، رواج پیدا کرده اند که محتوای خاصی هم ندارد . البته شاید من این را می گویم . به هر حال در حال حاضر این سبک ها هم هست و عده ای هم این آهنگ ها گوش می دهند . ولی امروز باز هم ما خوشبختانه آواز سنتی را داریم ، آواز ربع پرده را هم داریم و علاوه بر اینها هر کدام از شهرستان های ما هم برای خودشان سبکی در موسیقی و آواز دارند . مثلا لری ، خوزستانی و بسیاری از موسیقی های دیگر که بیشتر در دستگاه ماهور اجرا می شوند. حتی خود من هم آهنگی لری دارم به اسم پری ناز که در گذشته اجرا کرده ام .

آیا آلبوم گل بانو اولین آلبوم رسمی شما بعد از انقلاب بود ؟

بله ، و این آلبوم را ما اصلا در ایران اجرا نکردیم بلکه در آن زمان، وقتی که برای اجرای کنسرت و برنامه به ترکیه رفته بودیم این کارها را در آنجا اجرا و ضبط کردیم . بعد از حدود شش ماه که من از ترکیه برگشته بودم ، از طرف کمپانی پارس ویدئو که آن زمان کمپانی بسیار بزرگی بود و شعبه ی اصلی آن در امریکا بود ، با من تماس گرفته شد و به من گفتند که ما کارهای آلبوم گل بانو را از شما پذیرفته ایم و از من خواستند که قرار دادی را برای انتشار آلبوم گل بانو با این کمپانی امضا کنم . خلاصه من هم کارهای مربوط به قرار داد را انجام دادم و این آلبوم توسط کمپانی پارس ویدئو در آن زمان عرضه شد . و کارهای مربوط به ضبط و عرضه ی این آلبوم بین سال های ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ بود .

ترانه سرا و آهنگساز آلبوم گل بانو چه کسانی بودند ؟

اشعار ترانه های این آلبوم از سروده های آقای فریدون خشنود بود و آهنگ های این آلبوم هم از ساخته های آقای محمد نوری بود که البته آهنگ ترانه ی عاشق قدیمی در این آلبوم از ساخته های آقای سعید مهناویان بود .

شما در آلبوم های اخیرتان هم ترانه های کاملا جدید اجرا کرده اید و هم بعضی از ترانه های خاطره انگیز قدیمیتان را بازسازی کرده اید ؟ آیا انتخاب ترانه هایی که قرار است در یک آلبوم جا بگیرد را خودتان انجام می دهید یا این کار را با مشورت دوستانتان انجام می دهید ؟

من در گذشته همیشه سعی می کردم دنبال شعر و آهنگ جدید و خوب باشم ولی در آلبوم های اخیر بیشتر سعی می کنیم به جای اینکه شعر و آهنگ جدید اجرا کنیم ، همان کارهای گذشته را که مردم با آنها خاطره داشته اند را دوباره تنظیم و بازسازی کنیم . با تکنیک جدید و با سازهای جدیدتر و به طور کلی سعی می کنیم آهنگ های قدیمی که مردم تا حدودی در ذهنشان هست ، برای جوانان عزیز که از این سبک استقبال می کنند، با تنظیم ها و تکنیک های جدید ، بیشتر ارائه دهیم و برای این کار حتما با دوستانی که در این کار سررشته دارند مشورت می کنم .

آیا کار جدیدی با آقا شهرام در دست تهیه دارید ؟ و اگر دارید ، آیا در بین این کارهای جدیدتان ، آهنگ های خاطره انگیز قدیمیتان را هم بازخوانی و بازسازی کرده اید یا خیر ؟

بله . در حال حاضر داریم روی هشت آهنگ کار می کنیم که چهارتای آنها جدید جدید است و مابقی کارها از ترانه های قدیمی است که بازخوانی و بازسازی کرده ایم .

این وب سایت هواداران شما و همچنین وبلاگی در همین زمینه ، چند سالی است که راه اندازی شده است. و خوشبختانه با استقبال خوبی هم از طرف مردم عزیزمان روبه رو شده است . ولی هنوز کامل نیست و باید مطالب دیگری هم به آن بیفزاییم . با این وجود نظر شما در مورد این وب سایت و وبلاگ چیست ؟

خیلی از دوستان و هموطنان عزیزم از شهرهای مختلف کشورمان به دیدن من می آیند و خیلی هم به بنده لطف دارند ولی متاسفانه من مثل گذشته نمی توانم آن طور که باید و شاید در خدمت دوستان و هموطنان عزیزم باشم و مثل گذشته نمی توانم هر روز در جمع خانواده های عزیز ایرانی که همیشه به من محبت دارند ، باشم . چون آن شرایط در حال حاضر برایم فراهم نیست . به همین خاطر این وب سایت بسیار از این لحاظ کارها را آسان کرده است و دوستانی که از من درخواستی دارند می توانند به راحتی به این وب سایت مراجعه کنند . و در واقع با این کار هم دوستان از دست من رنجش ندارند و هم از این طریق می توانند به خواسته ی خودشان برسند .

آیا انتقاد و یا پیشنهادی هم در مورد این وب سایت دارید ؟

وب سایت شما ، وب سایت بسیار خوبی است و همیشه آن مطالبی را که باید عنوان شود ، عنوان می کنید . مطالب وب سایت شما کاملا مورد تایید من است و من انتقادی از این وب سایت بسیار خوب شما ندارم . ولی سایت های دیگری هستند که بعضی اوقات مثلا با درج عکس من ، از قول من مطالبی را عنوان می کنند که اصلا حرف من نیست و یا از قول دیگران در مورد من مطالبی می نویسند که صحت ندارد و در واقع با این کارها و با این سوء استفاده ها نسبت به من کم لطفی می کنند .

در پایان ضمن تشکر فراوان از شما به خاطر اینکه لطف کردید، وقت گذاشتید و با این وب سایت هوادارانتان مصاحبه کردید ، از شما تقاضا دارم اگر صحبت خاصی با مردم عزیزمان و هواداران عزیز و محترم دارید ، بیان بفرمایید .

از مردم خوب و عزیز کشورمان ، همیشه سپاسگذارم به خاطر لطفی که همراه به من داشته اند و در پایان به مردم عزیزمان می خواهم بگوییم که هر چیزی که بیان کردم از جان و دل بوده است و مردم عزیزمان را همیشه دوست داشته ام ، دوست دارم و دوست خواهم داشت . امیدوارم که همچنان بتوانم برای این عزیزان بخوانم و همیشه بتوانم حرف های دل مردم را بشنوم ، بسنجم و به آن عشق بورزم . درخواست من هم از مردم عزیزمان این است که کارهای ما را از کمپانی هایی که این کارها را عرضه می کنند ، به صورت اورجینال تهیه کنند و کارهای قدیمی من را هم از همین وب سایت شما دریافت کنند چون کارهایی که کپی می شود متاسفانه معمولا کیفیت خوبی ندارند. و بالاخره باز هم از وب سایت خوب شما یک تشکر ویژه دارم به خاطر اینکه آن چیزی که من در درون دارم شما بیان می کنید و به مردم عزیزمان القاء می کنید . امیدوارم که همیشه در کارهایتان موفق باشید .

تاریخ انجام مصاحبه : شنبه ، بیست و شش شهریور 1390

با تشکر فراوان از شهرام قادری عزیز

پاسخ دهید